...و خداوند عشق را آفرید

حوریان، محو رخ مه‌پاره‌ات

کعبه‌ی خیل ملک، گهواره‌ات

گردش چشمان تو عشق‌آفرین

رشته‌ی قنداقه‌ات حبل‌المتین

زینت آغوش و دامان رباب

آینه‌گردانِ رویت، آفتاب

عالم و آدم همه محتاج تو

بر سر دوش پدر معراج تو

بسته بر هر تار موی تو نجات

تشنه‌ی لب‌های تو آب حیات

کودکی ، اما به معنا پیر عشق

روی دستان پدر ، تفسیرِ عشق

 

از اول محرم خیلی بی قرارم. دائم آرتادخت رو بغل می کنم و می بوسمش. طاقت گریه و بی قراریش رو ندارم. می خواستم این مطلب رو روز شهادت علی اصغر بذارم ولی نمی دونم اون روز حال روحیم چه جوریه.

خدایا به داغ دل رباب قسمت میدم به همه ی کوچولوها سلامت بده و داغ فرزند رو به هیچ پدر و مادری نشون نده

پی نوشت: نمی دونم چه حکمتیه که مدتهاست هروقت بچه کوچیک تو خانواده داشتیم تو این ایام شش ماهه بوده

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٩| ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ| توسط سمیه| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت