...و خداوند عشق را آفرید

سلام کوچولوی من، آرتا دخت خانوم. دیروز وقتی واسه سونوگرافی رفته بودم هرچی سعی کردم نتونستم تو مونیتور ببینمت. برای همین فعلاً مجبورم چهره ی نازت رو تصور کنم. خانوم دکتر گفت وزنت 1254 گرمه. نمیدونم این وزن تو هفته ی 29 کمه یا زیاد. ولی خیالم راحته که مشکلی نداری. وقتی به خانوم دکتر گفتم حرکتات خیلی دردناک شده گفت فقط 2 ماه دیگه باید تحملت کنم. راستش خیلی بهم برخورد. عزیزم شاید یه وقتایی سرت غر میزنم یا شاکی میشم از دستت ولی اینا فقط درد دلای بین مادر و دختره. اگه هم کلافه میشم بخاطره دلشوره است. یه وقت از دست مامان ناراحت نشیا؟ مامان دوستت داره حتی وقتی خیلی شیطونی میکنی.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۳| ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ| توسط سمیه| نظرات ()

تا اطلاع ثانوی تعطیل

 

است

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱۱| ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ| توسط سمیه| نظرات ()

کوچولوی من! این روزا احساسات عجیبی رو تجربه میکنم. دائم بین آرامش و نگرانی و اشتیاق در نوسانم. آرامشم رو از بابات میگیرم که با مهربونیا و کمکاش اضطرابم رو کم میکنه. نگرانی برای ورود به یه مرحله ی جدید تو زندگیمونه و قبول مسئولیت و تعهدش. و اشتیاق برای در آغوش گرفتن و بوسیدنت. از حالا دارم نقشه میکشم انگشتای کوچولوتو دونه دونه ببوسم و بدن نرمت رو که بوی بهشت میده بغل کنم. از تصور شهاب وقتی که بغلت میکنه دلم آب میشه. و چقدر خوشحالم که میتونم بهت بگم تو ثمره ی یه عشقی . میدونم دلت واسه بهشت تنگ میشه ولی مطمئن باش اینجا همه با جون و دل دوستت دارن و منتظرن تا تو بیای و بهت قول میدیم مواظبت باشیم تا راه بهشت رو گم نکنی.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٩| ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ| توسط سمیه| نظرات ()

چند روزیه که دچار خود بزرگ بینیه مادرانه شدمعینک همش خودم و نی نی رو تحویل میگیرم (البته تو دلم). فکر میکنم نی نی خیلی باهوشه. آخه یه کارایی میکنهتعجب چند روزه یاد گرفته پشتک بزنه. قبلاً نمیتونست. نصفه میچرخید برمیگشت سر جاش. تازه وقتی نصفه راه مونده بود کلی دست و پا میزد. منم تو دلم از این کارش خندم میگرفت (ای مامان نامردقهر). حالا که خوب یاد گرفته دائم در حال استفاده از این قابلیت جدیدشه. بچه ام خیلی این کارو دوست داره. یه کار دیگه هم بلده دخترم. محکم میچسبه به شکم مامانش، پاهاشو فشار میده اونوقت با شکم مامانش اشکال مختلف درست میکنهیول همه ی این کارای نی نی خیلی جالبه. منم کلی ذوق میکنم چون اینطوری بیشتر احساس نزدیکی و ارتباط میکنم باهاش. ولی خب گاهی خیلی دردم میادناراحت

راستی پیشنهاد اسم چی شد؟ ما هنوز منتظر هستیماخیال باطل

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱| ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ| توسط سمیه| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت